تبليغاتX
حرفای الکی

تحقیقات اخیر دانشمندان حاکی از آن است که مغز انسان از روابط ریاضی برای ذخیره علایق و احساسات استفاده می کند.


بدون نگاه کردن به جوابها این تست را انجام دهید.


            
1- یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.

2- آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.

3- حاصل را بعلاوه ۳ کنید.

4- دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.

5-یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید

6-ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر  عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)



7- برای دیدن جواب به ادامه مطلب بروید............. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در هفتم خرداد 1388ساعت 10:55 بدست آریا آزاد |

 
 
 سلام
 

یه نظرسنجی در مورد انتخابات گذاشتم

 

 لطفا در اون شرکت کنید

+ نوشته شده در دهم اردیبهشت 1388ساعت 2:29 بدست آریا آزاد |

 

این دو سه روزه که این جریان مایلی کهن پیش اومده می بینم که خیلی از افراد توی گوگل سرچ می کنند گروهبان قندلی کیه یا یعنی چی یا لغت گروهبان قندلی یعنی چی یکی هم توی نظرات همین رو پرسیده بود.حالا گروهبان قندلی یعنی چی؟

در جواب این افراد باید گفت قبل ازانقلاب بازیگری بود به نام پرویز صیاد که به صمد آقا معروف بود. اکثر فیلم های این نفر که شخصیت یک شخص دهاتی ساده را داشت توی یک دهات ساخته و پرداخته شده بود. توی این دهات به جز صمد افراد دیگری هم بودند از جمله ننه اش به نام ننه آقا و یک دختر که میخواست باهاش ازدواج کنه به نام لیلا و عین الله باقرزاده و اصل مطلب یک پاسگاه که اون دهات داشت. رئیس پاسگاه سرکار استوار نامیده می شد. برای این سرکار استوار دو نفر کار می کردند که یکی از ان ها "گروهبان قندلی " بود. کلا منظور از این کلمه یعنی یک آدم غیر مهم و خوار و خفیف. زیاد چیز مهمی نیست. ولی عجیبه که مایلی کهن که انقدر ادم مومنیه گروهبان قندلی رو می شناسند ولی مردم دیگه نمی شناسند. اخه فیلم های صمد آقا خیلی معروفه.

+ نوشته شده در پنجم اردیبهشت 1388ساعت 22:7 بدست آریا آزاد |

 شلاق زدن دختر پاکستانی در ملاء عام

ما عمل وحشیانه شلاق زدن دختر هفده ساله پاکستانی توسط مردان بنیادگرای اسلامی در ملاء عام را در "سوات ولی" پاکستان محکوم می کنیم و بدینوسیله از دولت پاکستان و از آقای زرداری رئیس جمهور پاکستان می خواهیم که با تقبییح این عمل شنیع از طریق رسانه های عمومی پاکستان و با محاکمه مردانی که در شلاق زدن این دختر جوان بی پناه شرکت داشتند, از حقوق انسانی این دختر درمانده اعاده حیثیت بشود.
ضمنا" با توجه به خطر جانی ای که زندگی این دختر جوان را مورد تهدید جدی قرار داده است, مقامات دولت پاکستان را مسئول حفاظت از جان این دختر می دانیم.

جهت اعمال فشار بر دولت پاکستان در مورد نقض کامل حقوق بشر در حق زنان بی پناه, این اعتراض نامه (Petition) پس از جمع آوری امضا” بهمراه فیلم ضرب و شتم این دختر پاکستانی به سازمان های مهم جهانی زیر جهت محکوم کردن این عمل قرون وسطایی ارسال خواهد شد:

- دادگاه بین المللی
- سازمان ملل
- سازمان بین المللی حقوق بشر
- سازمان عفو بین الملل
- کاخ سفید, رئیس جمهوری آقای اوباما و خانم هیلاری کلینتون
- سفارت پاکستان در ایالات متحده
- سفارت ایالات متحده در پاکستان

 


Eternal Land
Organization for Cause of Democracy and Human Rights in Iran
A Registered Non-Profit Iranian Organization in the United States

برای امضا کردن و محکوم کردن این عمل روی لینک زیر کلیک کنید
http://www.petitiononline.com/pk001/petition.html

 

منبع . سایت استاد بهرام مشیری پدر آزاد اندیشان ایران

 

برای دیدن این جنایت اسلامیون روی لینک زیر کلیک کنید(Youtube)

http://www.youtube.com/watch?v=hT8b4yTwjJE&feature=player_embedded

+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 22:49 بدست آریا آزاد |

 سالگرد ازدواج
زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.

 مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
 
روز زن

زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه

مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
 

روز مرد

زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.

 مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)
 

40 روز بعد از تولد بچه

زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)

مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)
 

40 سال بعد

زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم

مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم 
 

2 ثانیه قبل از مرگ

زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم

 مرد: گشنمه
 

وصیت نامه

 زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!

 مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید
 

اون دنیا

زن : خطاب به فرشته ی مسول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))

مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

+ نوشته شده در نوزدهم فروردین 1388ساعت 16:7 بدست آریا آزاد |

 

Click to show it on original size!

هر آنی که به سوی فردا میرویم نوید روزی نو و گاهی تازه می رسد آرمان نوروزی زیبا و گلشن آرمانی ما را برای هم آغوشی فردا بی تاب می کند آرزو می کنیم روز نو سراسر پیروزی و بهروزی باشد

 

آزیا آزاد

Click to show it on original size!

+ نوشته شده در سی ام اسفند 1387ساعت 1:11 بدست آریا آزاد |

  خداوندا 100 ملت متمدن آفريدي و ما را عضو هيچ کدام قرار ندادي تو را شکر مي گوييم که اينگونه قدر خوشي نداشته را به ما فهماندي.
  خداوندگارا همه ممالک دنيا را به سمت پيشرفت رهنمون شدي ، ما را عقب گرد فرمودي تو را شکر مي گوييم که لذت زندگي در تاريخ صدر اسلام و حتي جاهليت قبل از آن را به ما نمودي .
  خداوندا اگر چه شکمهايمان گشنه است اگرچه حقوقي نمي گيريم اگرچه هزار آرزو در يک جيب و هزار تومان در جيب ديگر داريم تو را شکر مي گوييم که ما را از نعمت انرژي اتمي برخوردار خواهي کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاري قرار دادي . فقط خداوندا کاري نکن که ما را از چشم بيرون بياورند و در زباله دان بيندازند.
  خداوندا اگر چه ما را اجازه آزادي نفرمودي تو را شکر مي گوييم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندي که در عاشورا ياد بازماندگان خاندان پيامبر را عزيزتر بداريم.
  خداوندا تو را شکر مي گوييم که پول و ثروت را همه به عربستان دادي ولي در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختي و اينگونه عدالت فرمودي.
  خداوندا اگر آزادي نداريم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبيک گفته راي مي دهيم پروردگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودي .
  خداوندگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نجابتي همانند اسبان، وفاداري همچون سگان ، اجماعي همچون گوسپندان و هوشي همچون ماهيان آموختي و بدين وسيله اشرف مخلوقات خود کردي .
  گويند اگر کسي در عمر خود جهاد نکند و آرزوي آن نيز نداشته باشد کفر ورزيده خداوندا تو را شکر مي   گوييم که 1000 دشمن برايمان آفريدي و هر روز به تعدادشان مي افزايي طوري که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داريم و جز جهاد در راه تو راهي نداريم .
  خداوندگارا وارثان سنت انيشتين را بر ما مسلط نمودي که دانشمان بسيار افزودند . پروردگارا به کدامين ملت اينگونه لطف نمودي که وراث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهي .
  خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نياوردي ولي ما را نعمت کارت هوشمند دادي که اسراف نکنيم و اينگونه از گناهان حذر داشتي تو را شکر مي گوييم .
  پروردگارا اگر چه در اين سي سال در کارخانه ها را يکسره بستي ولي در هزار مسجد گشودي تو را شکر مي گوييم که معنويت را به ما هديه دادي .
  پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران اين مملکت بنگر اي تو که هر روز نعمت ديدن روز قيامت را به آنها ارزاني داشتي .
  خدايا همه پا برهنه ايم ولي شادمان منتظر نيروگاه اتمي مي مانيم تا دردمان دوا نمايد تو را شکر مي گوييم که دروازه هاي خيال را بر ما گشودي .
  چنان پايه هاي شوکت ما را بلند نمودي که تمام مملکت فرنگ بر ما شوريدند . خداوندگارا تو را شکر مي گوييم اما بد نيست کمي تعديل مي داشتي؟  
  هر چه بگويم کم است از محبت هاي هر سال تو اما امسال ما را خواهشيست از درگاهت که بيا و بزرگي کن اين همه نعمت را در اين مکان متمرکز نکن که شايد از چشم زخم حسودان ما را گزندي رسد . بيا لطف کن اين آبادگران را مملکتي ديگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمين ديگري محض اصلاح از آسمان بفرست . لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قيمي ديگر عطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدري ميوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امراي فرنگ ببخش از براي ما   همان کمي آرامش مقدر فرما . شوکت را به هر که مي خواهي شوهر بده براي ما به  همان اعتبار پسنده کن . تمدن 2500 ساله نمي خواهيم مردم ما را کمي فکر هوشمندانه عنايت فرما . چوپان نخواستيم گوسپندي ما را درمان نما . خداوندا معنويتمان چنان زياد شده که پاسبانها ي سر گذر قطاع الطريق گشته اند ديگر معنويت کافيست ما را کمي آزادي عنايت فرما .   پروردگارا مي بيني که هر چه تو نعمت مي دهي ما به نصف قانع شديم لطف بنما اين نصفه را عنايت کن و لطف از اين فرا تر منما
+ نوشته شده در بیست و ششم اسفند 1387ساعت 1:6 بدست آریا آزاد |

 سلام

یه نظرسنجی در مورد انتخابات گذاشتم

 لطفا در اون شرکت کنید

+ نوشته شده در دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:15 بدست آریا آزاد |

داراجهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

ما هستیم مشهد 

+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:41 بدست آریا آزاد |

به یاد استاد احترامی

 


حسنی نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلی نه قلقلی
نه مرغ زرد کاکلی
هیچکس باهاش رفیق نبود
تنها روی سه پایه نشسته بود تو سایه
باباش میگفت: حسنی میای بریم حموم؟
نه نمیام نه نمیام
سرتو می خوای اصلاح کنی؟
نه نمی خوام نه نمی خوام

کره الاغ کدخدا
یورتمه می رفت تو کوچه ها
الاغه چرا یورتمه میری؟
دارم میرم بار ببرم
دیرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنین
سر در هوا سم بر زمین
یالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
یک کمی به من سواری میدی؟
-نه که نمیدم
چرا نمیدی؟
واسه اینکه من تمیزم
پیش همه عزیزم اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه!

غاز پرید تو استخر
تو اردکی یا غازی؟
من غاز خوش زبان
میای بریم به بازی؟
نه جانم
چرا نمیای؟
واسه اینکه من
صبح تا غروب
میون آب کنار جو
مشغول کار شستشو
اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

در وا شد و یه جوجه
دوید و اومد تو کوچه
جیک جیک کنان
گردش زنان
اومدو اومد پیش حسنی
جوجه کوچولو
کوچول موچولو
میای با من بازی کنی؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ریزه میزه
ببین چقد تمیزه؟
اما تو چی؟
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

حسنی با چشم گریون
پا شد و اومد تو میدون:
آی فلفلی آی قلقلی
میاین با من بازی کنین؟
نه که نمیایم
چرا نمیاین؟
فلفلی گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته‌ای دو بار میریم حموم
اما تو چی؟
قلقلی گفت:نگاش کنین
موی بلند روی سیاه
ناخن دراز واه واه واه

حسنی دوید پیش باباش
حسنی میای بریم حموم؟
میام میام
سرتو میخوای اصلاح کنی؟
میخوام میخوام
حسنی نگو یه دسته گل
تر و تمیز و تپل مپل

الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعی
با فلفلی با قلقلی با مرغ زرد کاکلی
حلقه زدن دور حسن
الاغه میگفت:
اگه کاری نداری بریم الاغ سواری
خروسه می گفت:
قوقولی قوقو قوقولی قوقو
هر چی میخوای فوری بگو
مرغه می‌گفت:
حسنی برو تو کوچه
بازی بکن با جوجه
غاز می‌گفت:
حسنی بیا با همدیگه بریم شنا
توی ده شلمرود
حسنی دیگه تنها نبود

+ نوشته شده در بیست و ششم بهمن 1387ساعت 23:59 بدست آریا آزاد |

 سلام

یه نظرسنجی در مورد انتخابات گذاشتم لطفا در اون شرکت کنید

+ نوشته شده در بیست و دوم بهمن 1387ساعت 20:39 بدست آریا آزاد |

در سایت معروف Petition Online یک نظر سنجی قرار داده شده مبنی بر درج نوروز ایرانیان در تقویم بین المللی سازمان ملل متحد بعنوان یک روز جهانی و تا الان هم نزدیک 210000 رای جمع آوری شده است

Click to show it on original size!

معمولا این سایت به رای گیری هایی که بیش از 1 میلیون امضاء جمع آوری کرده بشدت اهمیت داده و الان چیزی نزدیک به 800 هزار رای  کم داریم ...

Click to show it on original size!

 

  برای شرکت در این نظرسنجی اینجا اینجا کنید

+ نوشته شده در چهارم بهمن 1387ساعت 18:46 بدست آریا آزاد |

هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به من مي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم. تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است. حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب مي کرده که مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم که اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلات انسان را آدم مي کند. در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم. از لهاز فکري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود. در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيار آدم هاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد. من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم. مهريه وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نمي کند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود. دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بوده که نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند! اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يک زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانه درختي درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است. قهر بهتر از دعواست.آدم وقتي قهر مي کند بعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري مي کند بعد خانومش مي رود دادگاه شکايت مي کند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان! البته زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج هم آدم را مرد مي کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! اين بود انشاي من
+ نوشته شده در پنجم دی 1387ساعت 13:3 بدست آریا آزاد |

 

** بامداد فردا که خورشید بر پهنه ی میهن اهوراییمان میتابد ، سایه سنگین چله  شبی تاریک و دراز، جایش را به روشنی مهر میبخشاید . و اینک روشنی نزدیکتر است ... **

 

 شب یَلدا یا شب چله آخرین شب آذرماه، شب پیش از نخستین روز زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را خجسته می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

 این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

 ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند

 ایرانی پایدار و پیروز باشید

+ نوشته شده در سی ام آذر 1387ساعت 18:51 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

مارشال

+ نوشته شده در بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:19 بدست آریا آزاد |